: : : : علمى : : : :

Tuesday, October 26, 2010

شيوع و گسترش بيماری جذام در گور اما رضا

از آيت الله واعظ طبسی، (سلطان مشهد) سئوال ميشود که:
چرا از شيوع امراض مختلف، از جمله بيماری جذام، در گور ثامن الائمه جلوگيری نميشود؟

پاسخ: آيا ميدانيد که بخاطر طواف بيماران از گور، در نانواخانه ثامن الائمه چندين نفر، از جمله خود من، نان ميخورند؟!



http://www.tebyan.net/Nutrition_Health/diseases/skin_hair/skin/2007/1/28/32086.html

Sunday, June 27, 2010






ما که عادت نداشتیم دخترانمان را زنده به گور کنیم، ما برای خودمان تمدن وثروت و آزادی و آبادی داشتیم و فقر را فخر نمی‌دانستیم؛ همه اینها را از ما گرفتند وبجاش فقرو پشیمانی و مرده پرستی و گریه و گدائی و تأسف واطاعت از خدای غدار و قهار و آداب کونشوئی و خلأ رفتن برایمان آوردند، همه چیزشان آمیخته با کثافت و پستی و سود پرستی و بی‌ذوقی و مرگ و بدبختی است.

چرا ریختشان غمناک و موذی است و شعرشان چوس ناله است چونکه با ندبه و زوزه و پرستش اموات همه اَش سرو کار دارند. برای عرب سوسمار خوری که چندین صد سال پیش به طمع خلافت ترکیده، زنده ها باید به سرشان لجن بمالند و مرگ و زاری کنند.... ، در مسجد مسلمانان اولین برخورد با بوی َگند خَلأست که گویا وسیله تبلیغ برای عبادتشان و جلب کفار است تا به اصول این مذهب خو بگیرند.
بعد این حوض کثیفیکه دست و پای چرکین خودشان را در آن می‌شویند و به آهنگ نعره مؤَذن روی زیلوی خاک آلود خودشان دولا و راست می‌شوند و برای خدای خونخوارشان ِورد و اَفسون می‌خوانند.... , عید قربان مسلمانان با کشتار گوسفندان و وحشت و کثافت و شکنجه جانوران برای خدای مهربان و بخشایشگر است، خدای جهودی آنها قهار و جبار و کین توز است و همه‌اش دستور کشتن و چاپیدن مردمان را می‌دهد وپیش از روز رستاخیز حضرت صاحب را می‌فرستد تا حسابی دَخل اُمتش را بیاورد و آنقدر از آنها قتل عام بکند که تا زانوی اسبش در خون موج بزند.
تازه مسلمان مومن کسی است که به امید لذتهای موهوم شهوانی و شکم پرستی آن دنیا با فقر و فلاکت و بدبختی عمر را بسر برد و وسایل عیش و نوش نمایندگان مذهبش را فراهم بیاورد.
همه اَش زیر سلطه اَموات زندگی می‌کنند و مردمان زنده امروز از قواننین شوم هزار سال پیش تبعیت می‌کنند کاری که پست ترین جانوران نمی‌کنند. عوض اینکه به مسائل فکری و فلسفی وهنری بپردازند، کارشان این است که از صبح تا شام راجع به شک میان دو و سه استعامنه قلیله و کثیره بحث کنند.

این مذهب برای یک وجب پائین تنه از عقب و جلو ساخته و پرداخته شده. انگار که پیش از ظهور اسلام نه کسی تولید مثل می‌کرد و نه سر قدم میرفت، خدا آخرین فرستاده خود را مامور اصلاح این امور کرده.
تمام فلسفه اسلام روی نجاسات بنا شده اگر پائین تنه را از آن حدف کنیم اسلام روی هم میغلتد و دیگر مفهومی ندارد. بعد هم علمای این دین مجبورند از صبح تا شام با زبان ساختگی عربی سرو کله بزنند سجع و قافیه‌های بی معنی و پر طمطرق برای اغفال مردم بسازند ویا تحویل بدهند.
سرتا سر ممالکی را که فتح کردند، مردمش را به خاک سیاه نشاندند و به نکبت و جهل و تعصب و فقر و جاسوسی و دوروئی و دزدی و چاپلوسی و کون آخوند لیسی مبتلا کردند و سرزمینش را به شکل صحرای برهوت در آوردند....اما مثل عصای موسی که مبدل به اژدها شد وخود موسی از آن ترسید این اژدهای هفتاد سر هم دارد این دنیا را می بلعد.
همین روزی پنج بار دو لا راست شدن جلو قادر متعال که باید بزبان عربی او را هجی کرد، کافی است تا آدم را تو سری خور و ذلیل و پست و بی همه چیز بار بیاورد.
مگر برای ما چه آوردند ؟ معجون دل به هم زنی از آرا و عقاید متضادی که از مذاهب و ادیان و خرافات پیشین، هول هولکی و هضم نکرده استراق و بی تناسب بهم در آمیخته شده است، دشمن ذوقیات حقیقی آدمی، و احکام آن مخالف با هرگونه ترقی و تعالی اقوام ملل است و به ضرب ششمشیر به مردم زوزچپان کرده‌اند. یعنی شمشیر بران و کا سۀ گدائی است، یا خراج و جزیه به بیت المال مسلمین بپردازید یا سرتان را می‌بریم هر چه پول و جواهر داشتیم چاپیدند.
آثار هنری ما را از میان بردند و هنوز هم دست بردار نیستند؛ هر جا رفتند همین کار را کردند.
صادق هدايت

Tuesday, June 01, 2010

راستی چه می‌شد اگر
...
اگر همه‌ی دکترهای ايران اعتصاب می‌کردند – .... آنروز فاجعه می‌شد
اگر همه‌ی مهندسين ايران اعتصاب می‌کردند - .... آنروز فاجعه می‌شد
اگر همه‌ی رفتگران ايران اعتصاب می‌کردند - .... آنروز فاجعه می‌شد
اگر همه‌ی نجارها، لوله‌کشها، شيشه‌بُرها، برقکارها، و کارگران ايران اعتصاب می‌کردند – آنروز فاجعه می‌شد

و اما
.....
اگر آخوندهای ايران اعتصاب می‌کردند – ..... آنروز ايران گُلستان می‌شد – شادی و نشاط به ايران و ايرانی باز می‌گشت - خُرافات ازبين می‌رفت - آنروز آغاز ترقی و پيشرفت ايران می‌بود.
آيا بغيرازاين است که اين آخوندها و آفت‌الله‌ها، موجودات غير ضرور، مفت‌خور و زالوی اين جامعه می‌باشند؟


برگرفته از سخنرانی استاد بهرام مشيری
28 ژانويه 2009
http://www.bahrammoshiri.com/

Friday, May 28, 2010


راستی چه می‌شد اگر ...

اگر همه‌ی دکترهای ايران اعتصاب می‌کردند .... آنروز فاجعه می‌شد

اگر همه‌ی مهندسين ايران اعتصاب می‌کردند - .... آنروز فاجعه می‌شد

اگر همه‌ی رفتگران ايران اعتصاب می‌کردند - .... آنروز فاجعه می‌شد

اگر همه‌ی نجارها، لوله‌کشها، شيشه‌بُرها، برقکارها، و کارگران ايران اعتصاب می‌کردند آنروز فاجعه می‌شد

و اما .....

اگر آخوندهای ايران اعتصاب می‌کردند ..... آنروز ايران گُلستان می‌شد شادی و نشاط به ايران و ايرانی باز می‌گشت - خُرافات ازبين می‌رفت - آنروز آغاز ترقی و پيشرفت ايران می‌بود.

آيا بغيرازاين است که اين آخوندها و آفت‌الله‌ها، موجودات غير ضرور، مفت‌خور و زالوی اين جامعه می‌باشند؟

برگرفته از سخنرانی استاد بهرام مشيری

28 ژانويه 2010

www.bahrammoshiri.com


Wednesday, March 31, 2010




مسيحيان جهان به صليب کشيدن و مرگ عيسی مسيح را با نام عید پاک جشن می‌گيرند.

پس‌از جشن کريستمس (ژانويه) که تولد مسيح است، عید پاک یا عید قیام، یکی ديگر از روزهای تعطیل در سال مسیحی است که یکشنبه‌ای در آخر ماه مارس (15 فروردين) یا آوریل است. مسیحیان بر این باورند که در این روز عیسی مسیح پس از اینکه به صلیب کشیده شده بود دوباره زنده شده و برخاست (رستاخیز).
به عید پاک، در انگلیسی Easter (ایستر) گفته می‌شود.

عید پاک در پایان هفتهٔ مقدسی است که عیسی وارد اورشلیم می‌شود و توسط سربازان رومی دستگیر و پس از تحمل مصائب و سختی‌ها بر فراز تپه جلجتا در اورشلیم مصلوب می‌شود.

+ + + + + + + + + + + + + + + + +

راستی چرا مسلمانان برای وفات و يا کشته شدن پيامبران و امامان خود جشن نمی‌گيرند؟
مگر اين پيامبران نيز مانند عيسی مسيح زنده نشده‌اند و بسوی خدا باز نگشته‌اند؟

آيا جشن و شادی کار وکاسبی آخوندها را کساد می‌کند؟

Friday, March 19, 2010


























































































































Sunday, February 28, 2010

چهارشنبه سوری روز اعتراض ملی



Tuesday, February 09, 2010

نافرمانى

الا ملت كورش و داريوش
اگر مانده‌ات ذره‌اى عقل وهوش
تو علاف اعجاز اين واعظان
چه باشى؟ كزاين قوم پرچانگان
نيايد، مگر موعظه، هيچ كار
مواعيدشان چيست؟ مشتى شعار!
به تعداد عمامه، تفسير دين
تو تعداد عمامه‌ها را ببين!
نه اسپند و آجيل مشكل گشا
نه فال و نه نذرى، نه ورد و، دعا
تو را آرد از چاه ماران برون
نگون سازد اين بختك بدشگون!
تو يك حربه دارى فقط، اعتصاب
كه نيروى خود را كنى انتخاب
نه فرمان يزدان، نه فرمان شاه
نه مجذوب خورشيد گردى، نه ماه
چو شورش ز فرمان بالا كنى،
تو هرنقشه را پوچ و خنثى كنى!

(عسگر آهنين )





بر شمايان.....

مردمان بنيانتان بر باد رفت
بر شمايان اين همه بيداد رفت
ظلم در پايين و بالاتان نشست
دادتان سر زاى و مادرزاد رفت
دست بستن، سرشكستن سالهاست
بر شما از دين و استبداد رفت
هر زبان و عقل سرخى سركشيد
در سياهى ناگهان بر باد رفت
اين زمان جاى شگفتى هيچ نيست
كاين يكى محبوس و آن ناشاد رفت
گوش و هوش و چشمها را وا كنيم
خاكمان بر سر اين جلاد رفت

" ياور استوار"

مؤمن هميشه ارتجايی است.
ايمان مذهبی بسيار چيز خطرناکی است.
در واقع تعهد مؤمن به مذهب فقط در مقابل الله است؛ در مقابل خدا.
ديد آدم مذهبی به آسمانهاست، و بروی زمين نيست؛ آدم را نمی‌بيند؛ يعنی انسان برايش مهم نيست، وظيفه او فقط اجرای حقوق الله است؛ نمازش را بخواند، حجش را برود، و دعای نيمه شبش را بخواند؛ هرکس هم که مُرد – مُرد، هرکس هم که کشته شد حتماً حقش بوده، به ويژه کفار.
از اين قرار است که انسان مذهبی، به ويژه اسلامی، وقتی که از حّد گذشت، و زياده از حّد باد اسلام
به شکمش افتاد، از لباس انسانيت خارج می‌شود.
برگرفته از سخنرانی استاد بهرام مشيری
http://www.bahrammoshiri.com/home/?page=home


طماع‌ تراز آخوند روی کره زمين وجود ندارد،
به ياد داشته باشيد که وقاحت، شقاوت و طمع آخوند بی‌انتهاست؛ و به هيچ چيز هم ايمان ندارد؛ دين تنها دکان آخوند است و بس.
برگرفته از سخنرانی استاد بهرام مشيری
http://www.bahrammoshiri.com/home/?page=home

Sunday, February 07, 2010

آغاز سقوط رژيم آخوندی –